جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Floozy
01
فاحشه خیابانی, زنی که آشکارا مشتری جذب میکند
a street prostitute who solicits clients openly
Dialect
American
توهینآمیز
عامیانه
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
floozies
مثالها
The black-and-white movie showed cops chasing floozies off the sidewalks.
فیلم سیاه و سفید نشان میداد پلیسها فاحشههای خیابانی را از پیادهروها میرانند.
02
فاحشه, زن هرزه
a promiscuous woman with a loose reputation
توهینآمیز
عامیانه
مثالها
His mother warned him against bringing home any bar floozy.
مادرش به او هشدار داد که هیچ فاحشهای را به خانه نیاورد.



























