جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
flawlessly
01
بی عیب و نقص, کاملا بدون نقص
in a manner completely free from faults, errors, or defects
اطلاعات دستوری
مثالها
She performed the dance routine flawlessly, impressing everyone in the audience.
او روتین رقص را بیعیب و نقص اجرا کرد، همه را در تماشاگران تحت تأثیر قرار داد.
درخت واژگانی
flawlessly
flawless
flaw



























