جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
flawed
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most flawed
شکل تفضیلی
more flawed
درجهپذیر
مثالها
Despite its flawed design, the vintage car still held sentimental value for its owner.
علیرغم طراحی ناقص آن، ماشین قدیمی هنوز برای صاحبش ارزش احساسی داشت.
درخت واژگانی
unflawed
flawed
flaw



























