جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Flash flood
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
flash floods
مثالها
The desert experienced a flash flood after a torrential downpour, transforming dry riverbeds into rushing streams.
بیابان پس از بارانی سیلآسا، سیل ناگهانی را تجربه کرد و بسترهای خشک رودخانهها را به جویبارهای خروشان تبدیل کرد.



























