جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Firewood
01
هیزم, چوب سوخت
wood that is cut and used as fuel for a fire
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
firewood
مثالها
They gathered firewood to keep the cabin warm during winter.
آنها هیزم جمع کردند تا در طول زمستان کلبه را گرم نگه دارند.



























