جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fiendish
01
شیطانی, بی رحم
wickedly cruel and inhuman
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most fiendish
شکل تفضیلی
more fiendish
درجهپذیر
مثالها
The detective struggled to unravel the fiendish plot woven by the mastermind.
کارآگاه برای باز کردن توطئه شیطانی بافته شده توسط مغز متفکر تلاش کرد.
درخت واژگانی
fiendishly
fiendish
fiend



























