جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ferocious
01
وحشی, درنده، ددمنش
extremely aggressive or intense in appearance or behavior
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most ferocious
شکل تفضیلی
more ferocious
درجهپذیر
مثالها
Opponents clashed in a ferocious debate over the controversial proposal, starkly dividing supporters and critics.
مخالفان در یک بحث خشمگین درباره پیشنهاد بحثبرانگیز با هم درگیر شدند، که به وضوح حامیان و منتقدان را تقسیم کرد.
درخت واژگانی
ferociously
ferociousness
ferocious



























