to faze
Pronunciation
/ˈfeɪz/

تعریف و معنی "faze"در زبان انگلیسی

to faze
01

روحیه کسی را خراب کردن, اعتماد‌به‌نفس کسی را خراب کردن

to unsettle someone, often leading them to lose their confidence or peace temporarily
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
faze
سوم‌شخص مفرد
fazes
وجه وصفی حال
fazing
گذشته ساده
fazed
اسم مفعول
fazed
مثال‌ها
The unexpected change in plans did n't faze the adaptable team; they quickly adjusted and continued their work.
تغییر غیرمنتظره در برنامه‌ها تیم انعطاف‌پذیر را آشفته نکرد؛ آنها به سرعت تنظیم شدند و کار خود را ادامه دادند.

درخت واژگانی

fazed
faze
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه