جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
farcical
01
مضحک, مسخرهآمیز، خندهآور
ridiculously absurd to the point of being laughable
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most farcical
شکل تفضیلی
more farcical
درجهپذیر
مثالها
His attempt to fix the plumbing was farcical, involving duct tape and a ladle.
تلاش او برای تعمیر لولهکشی farcical بود، که شامل نوار چسب و یک کفگیر میشد.



























