جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
famed
01
معروف, مشهور
widely recognized and known
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most famed
شکل تفضیلی
more famed
درجهپذیر
مثالها
The famed scientist was honored with a Nobel Prize for his groundbreaking research.
دانشمند معروف به خاطر تحقیقات پیشگامانهاش جایزه نوبل را دریافت کرد.



























