جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Fair hearing
01
استماع عادلانه
the act of giving both sides of an argument a fair chance to express their opinions about something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
fair hearings
مثالها
He claimed that the company was not given a fair hearing in the press.
او ادعا کرد که شرکت در مطبوعات شنیداری عادلانه دریافت نکرده است.



























