جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
تمدید, دراز کردن مهلت
پیمانکار درخواست تمدید برای تکمیل پروژه کرد.
گسترش, توسعه
شرکت گسترش خط تولید خود را برنامهریزی کرد.
گسترش, انتشار
گسترش دموکراسی منطقه را دوباره شکل داد.
دوره پارهوقت, دوره غیرتماموقت
او در یک دوره توسعه دانشگاهی در نویسندگی خلاق ثبت نام کرد.
کشش, دراز کردن
باز شدن زانو برای راه رفتن و دویدن ضروری است.
آنها یک افزایش عقب ساختند تا آشپزخانه را بزرگتر کنند.
وقت اضافه
استاد به دلیل شرایط پیشبینی نشده تمدید مهلت برای مقاله تحقیقاتی را اعطا کرد.
تلفن فرعی
او گسترش را در اتاق خواب برداشت تا تماس را پاسخ دهد در حالی که شوهرش روی خط اصلی صحبت میکرد.
تمدید, گسترش
آنها یک افزونه به خانهشان اضافه کردند تا یک اتاق خواب جدید داشته باشند.
کشش, دراز کردن
طراح رقص بر کشش بالای پا تأکید کرد.
گستره, وسعت
گستره کلمه "پرنده" شامل تمام موجوداتی میشود که به عنوان پرنده طبقهبندی شدهاند.
پسوند (قسمتی از نام فایل که پس از نقطه میآید)
.pdf یک پسوند فایل رایج است که برای اسنادی استفاده میشود که قالببندی را در پلتفرمهای مختلف حفظ میکنند.
خط فرعی
لطفاً به شماره داخلی من در دفتر زنگ بزنید؛ 214 است.
درخت واژگانی



























