جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Expectancy
01
انتظار, پیشبینی
the state of anticipating or looking forward to something
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
She walked into the interview room with a sense of expectancy, confident about her chances.
او با احساس انتظار وارد اتاق مصاحبه شد، مطمئن از شانسهایش.



























