جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ex-boyfriend
01
دوست پسر سابق
a former male romantic partner who is no longer in a relationship with a person
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب پیچیده
قابل شمارش
شکل جمع
ex-boyfriends
مثالها
She ran into her ex-boyfriend at the coffee shop yesterday.
او دیروز در کافی شاپ به دوست پسر سابقش برخورد کرد.



























