جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
evanescent
01
محوشونده, ناپایدار
fading out of existence, mind, or sight quickly
مثالها
Memories of that summer vacation felt evanescent, slipping away like sand through her fingers.
خاطرات آن تعطیلات تابستانی گذرا احساس میشد، مانند شن که از میان انگشتانش میلغزد.
درخت واژگانی
evanescent
evanesce



























