جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
energetically
اطلاعات دستوری
مثالها
She energetically scrubbed the floor until it sparkled.
او با انرژی کف زمین را شست تا درخشید.
درخت واژگانی
unenergetically
energetically
energetic
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
او با انرژی کف زمین را شست تا درخشید.
درخت واژگانی