جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
empiric
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
نسبی
درجهناپذیر
حوزه
methodology, knowledge, science
مثالها
The doctor took an empiric approach, relying on the patient’s history and symptoms rather than tests.
پزشک رویکرد تجربی را در پیش گرفت، با تکیه بر سابقه و علائم بیمار به جای آزمایشها.
02
تجربی, شارلاتانی
relying on medical quackery
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
empirical
empiric
empire



























