جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Emollient
01
نرمکننده
a material applied to the skin to reduce dryness and irritation
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
emollients
مثالها
Applying an emollient daily can prevent chapped hands.
استفاده روزانه از یک نرمکننده میتواند از ترک خوردن دستها جلوگیری کند.
emollient
01
نرمکننده (پوست)
having a softening or soothing effect on the skin
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most emollient
شکل تفضیلی
more emollient
درجهپذیر
مثالها
The emollient lotion provided relief to her dry, cracked hands, leaving them feeling soft and moisturized.
لوسیون نرمکننده به دستان خشک و ترکخورده او آرامش بخشید و آنها را نرم و مرطوب کرد.



























