جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Emerald
01
زمرد
a transparent green beryl valued as a gemstone
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
emeralds
مثالها
The necklace featured a large emerald at its center.
گردنبند در مرکز خود یک زمرد بزرگ داشت.
02
سبز زمردی
a bright green color
مثالها
Sunlight made the leaves glow with emerald.
نور خورشید برگها را با رنگ زمردی درخشان کرد.
emerald
01
سبز زمردی
having a bright green color
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most emerald
شکل تفضیلی
more emerald
درجهپذیر
مثالها
The garden was adorned with vibrant emerald leaves after the rain.
باغ پس از باران با برگهای زمردی درخشان آراسته شده بود.



























