جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Electronic device
01
وسیله الکترونیکی
a device that does what is was made to do by controlling and directing a small electric current
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
electronic devices
مثالها
She used an electronic device to measure her heart rate.
او از یک دستگاه الکترونیکی برای اندازهگیری ضربان قلب خود استفاده کرد.



























