جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Ejaculation
01
فریاد, ناله
a sudden, short exclamation showing strong emotion
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
ejaculations
مثالها
" Wow! " was her ejaculation upon entering the room.
"وای!" فریاد او هنگام ورود به اتاق بود.
02
انزال, ترشح منی
the discharge of semen in males
درخت واژگانی
ejaculation
ejaculate
eject



























