جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ebon
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
ebonest
شکل تفضیلی
eboner
درجهپذیر
حوزه
color, perception, description
مثالها
The knight rode into battle, his armor gleaming ebon in the fading light.
شوالیه به سوی نبرد تاخت، زرهاش در نور محو شونده ابونی میدرخشید.



























