جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Early bird
01
فرد سحرحیز
someone who has a tendency to get up early every morning
Idiom
Informal
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
early birds
مثالها
The early birds at the farmers' market get the freshest produce.
پرندگان سحرخیز در بازار کشاورزان تازهترین محصولات را دریافت میکنند.
02
پرنده سحرخیز, فرد سحرخیز
a person who arrives early before others do



























