dusk
dusk
dʌsk
داسک
/dʌsk/

تعریف و معنی "dusk"در زبان انگلیسی

Dusk
01

گرگ‌ومیش, غروب

the time after sun sets that is not yet completely dark
dusk definition and meaning
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
غیرقابل شمارش
مثال‌ها
The tranquil beauty of the lakeside at dusk, with the sun dipping below the horizon, painted the sky in hues of pink and purple.
زیبایی آرام کنار دریاچه در غروب، با غروب خورشید در زیر افق، آسمان را به رنگ‌های صورتی و بنفش رنگ آمیزی کرد.
to dusk
01

تاریک شدن, غروب کردن

to grow dark
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
باقاعده
زمان حال
dusk
سوم‌شخص مفرد
dusks
وجه وصفی حال
dusking
گذشته ساده
dusked
اسم مفعول
dusked
مثال‌ها
Evening gradually dusked over the countryside.
عصر به تدریج بر روستا تاریک می‌شد.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه