جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Drop shot
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
drop shots
مثالها
His drop shot just cleared the net, leaving his opponent stranded.
ضربه دراپ شات او به سختی از تور گذشت و حریفش را درمانده گذاشت.



























