جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
drastically
اطلاعات دستوری
قید درجه
مثالها
The company drastically restructured its operations to avoid bankruptcy.
شرکت عملیات خود را به شدت بازسازی کرد تا از ورشکستگی جلوگیری کند.
1.1
به شدت, به طور چشمگیر
to an extreme or intense degree
مثالها
Enrollment has drastically declined since last year.
ثبت نام از سال گذشته به شدت کاهش یافته است.



























