جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
drastically
مثالها
Her views on politics have drastically shifted over the years.
نظرات او درباره سیاست در طول سالها به شدت تغییر کرده است.
1.1
به شدت, به طور چشمگیر
to an extreme or intense degree
مثالها
He was drastically underprepared for the final exam.
او برای امتحان نهایی به شدت آماده نبود.



























