جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Almighty
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
خاص
مثالها
The worshippers prayed to the Almighty for guidance.
پرستشکنندگان برای هدایت به قادر مطلق دعا کردند.
almighty
01
قادر مطلق, همه توانا
having the absolute power and ability to do anything
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
درجهناپذیر
مثالها
The ancient legend spoke of an almighty ruler who controlled the elements.
افسانه قدیمی از یک فرمانروای قادر مطلق سخن میگفت که عناصر را کنترل میکرد.



























