جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dotard
01
پیر یاوهگو, خرفت
an elderly person, often characterized by physical or mental weakness, frailty, or senility
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dotards
مثالها
The king was once a wise and respected ruler, but in his later years, he became known as a dotard, prone to forgetfulness and confusion.
پادشاه زمانی حاکمی خردمند و محترم بود، اما در سالهای پایانی عمرش به عنوان یک فرتوت شناخته شد، مستعد فراموشی و سردرگمی.



























