جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dormant
01
خفتگی, ساکت، غیرفعال
(of an animal) in a suspended or slowed mode of physical activity due to environmental conditions
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
most dormant
شکل تفضیلی
more dormant
درجهپذیر
مثالها
Mount Fuji is classified as a dormant volcano.
کوه فوجی به عنوان یک آتشفشان خاموش طبقهبندی میشود.
03
غیرفعال, نهفته، خفته
not in an active, developing, or operating state but can become so later on
مثالها
The volcano remains dormant, but it could erupt at any time.
آتشفشان خاموش باقی میماند، اما میتواند در هر لحظه فوران کند.
04
دراز کشیده با سر روی پنجه ها گویی در خواب است, خوابیده، با سر روی پنجه ها، مانند خواب
lying with head on paws as if sleeping
درخت واژگانی
dormant
dorm



























