جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Doorstep
01
پله جلوی در
a small step in front of the main door of a building or house
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
doorsteps
مثالها
They sat on the doorstep, enjoying the morning sun and sipping coffee.
آنها روی آستانه در نشستند، از آفتاب صبحگاهی لذت بردند و قهوه نوشیدند.



























