جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dogleg
01
حفره دگلگ, حفره خمیده
a golf hole that bends to the left or right
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
doglegs
مثالها
The first hole is a challenging dogleg to the right.
اولین سوراخ یک dogleg چالشبرانگیز به سمت راست است.
02
پیچ تند, خم
a sharp bend or turn in a road
مثالها
The road had a dangerous dogleg near the end.
جاده نزدیک به پایان یک پیچ تند خطرناک داشت.



























