dogleg
dog
ˈdɒg
dog
leg
lɛg
leg

تعریف و معنی "dogleg"در زبان انگلیسی

Dogleg
01

حفره دگلگ, حفره خمیده

a golf hole that bends to the left or right 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
doglegs
مثال‌ها
The first hole is a challenging dogleg to the right. 

اولین سوراخ یک dogleg چالش‌برانگیز به سمت راست است.

02

پیچ تند, خم

a sharp bend or turn in a road 
مثال‌ها
The road had a dangerous dogleg near the end. 

جاده نزدیک به پایان یک پیچ تند خطرناک داشت.

LanGeek

اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید

LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه