جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Abbess
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
singular
gender specific
شکل جمع
abbesses
مفرد مذکر
abbot
مفرد مؤنث
abbess
neutral form
monastic superior
مثالها
We elected Sister Margaret as our new abbess, recognizing her leadership qualities and dedication to the community.
ما خواهر مارگارت را به عنوان رئیس صومعه جدیدمان انتخاب کردیم، با قدردانی از کیفیت های رهبری و فداکاری او به جامعه.
LanGeek



























