جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Disapprobation
01
سرزنش, مذمت
strong disapproval of something, especially something moral
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
مثالها
His disapprobation toward the new law was clear when he spoke out at the public forum.
ناخرسندی او از قانون جدید زمانی آشکار شد که در انجمن عمومی سخن گفت.
درخت واژگانی
disapprobation
approbation
approbate
approb



























