جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dingbat
01
عجیب و غریب, حواس پرت
a person considered eccentric or scatterbrained
نکوهشی
غیررسمی
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dingbats
مثالها
That dingbat left the keys in the fridge again.
آن حواسپرت دوباره کلیدها را در یخچال گذاشت.



























