جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dime
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dimes
مثالها
He placed a dime in the vending machine to buy a small piece of candy.
او یک سکه ده سنتی در دستگاه فروش خودکار گذاشت تا یک تکه کوچک آب نبات بخرد.
02
یک بسته مواد مخدر ده دلاری, یک دوز ده دلاری
a small quantity of illegal drugs sold for ten dollars
مثالها
Prices for a dime vary depending on the market.
قیمتها برای یک دوز کوچک بسته به بازار متفاوت است.



























