جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Devotee
01
مرید, پیرو
a person who is strongly committed and enthusiastic about a particular interest, cause, or activity
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انسان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
devotees
مثالها
She is a devoted yoga practitioner and attends classes daily.
او یک معتقد به یوگا است و روزانه در کلاسها شرکت میکند.



























