جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
desolately
01
با اندوه عمیق, با احساس خلاء
with deep sadness or a feeling of emptiness
اطلاعات دستوری
مثالها
She stared desolately out the window, lost in thought.
او اندوهگین به بیرون پنجره خیره شد، غرق در افکارش.
درخت واژگانی
desolately
desolate



























