جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
desolately
01
با اندوه عمیق, با احساس خلاء
with deep sadness or a feeling of emptiness
مثالها
After the fire, he walked desolately through the ruins of his home.
پس از آتشسوزی، او اندوهگین از میان ویرانههای خانهاش گذشت.
درخت واژگانی
desolately
desolate



























