جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Dermabrasion
01
درم ابریژن, لایهبرداری پوست با دستگاه
a cosmetic treatment that mechanically exfoliates the skin to improve texture and reduce imperfections
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
dermabrasions
مثالها
Mike chose dermabrasion to address sun damage on his forehead.
مایک درمابریژن را برای رسیدگی به آسیبهای ناشی از آفتاب روی پیشانیاش انتخاب کرد.
درخت واژگانی
microdermabrasion
dermabrasion



























