جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
deranged
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most deranged
شکل تفضیلی
more deranged
درجهپذیر
مثالها
His deranged behavior alarmed everyone at the party.
رفتار آشفته او همه را در مهمانی نگران کرد.
درخت واژگانی
deranged
derange



























