جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Depository
01
انبار, مخزن
a place for keeping things safe
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
depositories
مثالها
The digital archives serve as a depository for millions of historical records, keeping them safe from damage.
آرشیوهای دیجیتال به عنوان انبار میلیونها سند تاریخی عمل میکنند و آنها را از آسیب حفظ میکنند.



























