جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Demon
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
demons
مثالها
The story described how the demon was finally vanquished after a long and fierce battle.
داستان شرح داد که چگونه شیطان پس از نبردی طولانی و شدید سرانجام شکست خورد.
02
شیطان, هیولا
a cruel, vicious, or inhuman person
مثالها
She called her captor a demon for his brutality.
او اسیرکنندهاش را به خاطر خشونتش یک دیو نامید.
03
دیو, استاد
someone extremely diligent, energetic, or skillful
مثالها
She worked like a demon to finish the project.
او مانند یک دیو برای تکمیل پروژه کار کرد.
درخت واژگانی
demoniac
demonic
demonism
demon



























