جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Decade
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
decades
مثالها
It's been a decade since I last visited my hometown.
یک دهه از آخرین باری که به زادگاهم سفر کردم میگذرد.
02
دهه, ده
the cardinal number that is the sum of nine and one; the base of the decimal system



























