جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Debugger
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
شکل جمع
debuggers
مثالها
The programmer used a debugger to trace the source of the software bug and resolve the issue efficiently.
برنامهنویس از یک دیباگر برای ردیابی منبع باگ نرمافزار و حل مؤثر مشکل استفاده کرد.
درخت واژگانی
debugger
debug
bug



























