to debone
Pronunciation
/dˈɛboʊn/

تعریف و معنی "debone"در زبان انگلیسی

to debone
01

استخوان‌های چیزی را بیرون کشیدن

to remove the bones from meat or fish
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
باقاعده
زمان حال
debone
سوم‌شخص مفرد
debones
وجه وصفی حال
deboning
گذشته ساده
deboned
اسم مفعول
deboned
مثال‌ها
During the barbecue, the grill master took the time to debone the ribs for a more convenient eating experience.
در طول باربیکیو، استاد گریل وقت گذاشت تا استخوان‌ها را از دنده‌ها جدا کند برای تجربه خوردن راحت‌تر.
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه