جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
dandy
01
عالی, خارق العاده
excellent in quality or condition
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
dandiest
شکل تفضیلی
dandier
درجهپذیر
مثالها
The weather was dandy for our outdoor picnic, with clear skies and a gentle breeze.
هوا برای پیک نیک فضای باز ما عالی بود، با آسمانی صاف و نسیمی ملایم.
Dandy
01
یک کشتی بادبانی با دو دکل; یک دکل کوچک در پشت سکان قرار دارد, یک دندی
a sailing vessel with two masts; a small mizzen is aft of the rudderpost
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dandies
02
دندی, مردی که بسیار به لباس و ظاهر خود اهمیت میدهد
a man who is much concerned with his dress and appearance
درخت واژگانی
dandily
dandyish
dandy
dand



























