dandy
dan
ˈdæn
dān
dy
di
di
daddy

تعریف و معنی "dandy"در زبان انگلیسی

dandy
01

عالی, خارق العاده

excellent in quality or condition 
dandy definition and meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
dandiest
شکل تفضیلی
dandier
درجه‌پذیر
مثال‌ها
The party was a dandy affair, with great food, music, and company. 

مهمانی یک اتفاق عالی بود، با غذای عالی، موسیقی و همراهی.

Dandy
01

یک کشتی بادبانی با دو دکل; یک دکل کوچک در پشت سکان قرار دارد, یک دندی

a sailing vessel with two masts; a small mizzen is aft of the rudderpost 
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بی‌جان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
dandies
02

دندی, مردی که بسیار به لباس و ظاهر خود اهمیت می‌دهد

a man who is much concerned with his dress and appearance 

درخت واژگانی

dandily
dandyish
dandy
dand
App
LanGeek
دانلود برنامه
langeek application

Download Mobile App

فروشگاه برنامه