جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Cynosure
01
موردتوجه, مرکز جاذبه، مرکز توجه
something or someone that is the center of attraction or admiration
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
cynosures
مثالها
The actress was the cynosure of the evening, with everyone admiring her stunning gown.
بازیگر زن کانون توجه شب بود، با همه که لباس خیره کننده اش را تحسین می کردند.



























