جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
curved
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ اسم مفعولی
کیفی
شکل عالی
most curved
شکل تفضیلی
more curved
درجهپذیر
حوزه
shape, geometry, topography
مثالها
The road followed a curved path through the mountains, offering stunning views around each bend.
جاده از میان کوهها یک مسیر منحنی را دنبال میکرد و در هر پیچ مناظر خیرهکنندهای ارائه میداد.
LanGeek
اپلیکیشن موبایل ما را دانلود کنید
درخت واژگانی
decurved
incurved
recurved
curved
curve



























