جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
cryptical
مثالها
His cryptical glance suggested he knew something no one else did.
نگاه مرموز او نشان میداد که چیزی میدانست که هیچ کس دیگر نمیدانست.
02
مرموز, رمزآلود
having a secret or hidden meaning
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
most cryptical
شکل تفضیلی
more cryptical
درجهپذیر
درخت واژگانی
cryptically
cryptical
crypt



























