جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Croissant
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
شکل جمع
croissants
مثالها
The bakery 's display case was filled with golden brown croissants, freshly baked and fragrant.
ویترین نانوایی پر از کروسانهای طلایی قهوهای بود، تازه پخته شده و خوشبو.



























