جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
to crank out
[phrase form: crank]
01
به تعداد زیاد تولید کردن, به تعداد زیاد ساختن
to produce or create something quickly and in large quantities
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
out
فعل پایه
crank
زمان حال
crank out
سومشخص مفرد
cranks out
وجه وصفی حال
cranking out
گذشته ساده
cranked out
اسم مفعول
cranked out
مثالها
As the deadline approached, the writer had to crank out several articles for the magazine.
همانطور که مهلت نزدیک میشد، نویسنده مجبور شد چندین مقاله برای مجله تولید کند.



























